تبلیغات
دریاب - غرور

غرور






در میکده هستی

با کدام اشعار عاشقانه حافظ به وجد می آیی

تو حتی با شعرهای غمگین هم خود نمای میکنی و میخندی

تو غرق غمی ولی به مرگ فرهاد میخندی

عجب غروری

تو حتی با جام لعل شیرینت خود ستای میکنی 

از چشمانت غم میبارد و باز لبانت را مجبور به شادی میکنی

لا اقل در میکده هستی عزیز

له کن آن غرور آتشینت را

بگذار بگرید آن دل پر آشوبت

تا کمی رها شوی

 پاره شود این بند کهن تو

بنوش جام شرابت را و اشک ریزان در پی ساقی ات باش



[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 10:20 ق.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات() ]